ادب صنعتی

خرید بک لینک
ویژهنامۀ شعر تاجیکستاننوع مقاله : مقاله پژوهشیچکیدهتاجیکان قریحۀ شاعری را جوهر ذاتی و جزئی از سرشت خود میدانند و این موضوع در بیانات اهل ادب و فرهنگ این ملت کاملاً مشهود است. پیوند قوی ذهن و ذوق و شعور جمعی مردم این سامان با ادبیات سبب شده است که در مراحل گوناگون تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، فهم و ذوق و معرفت ادبی عاملی اصلی و راهگشا باشد. ازهمینرو، توجه به ادبیات تاجیک و معرفی شخصیتهای ادبی این عرصه همواره مورد توجه پژوهندگان ادبیات بوده است. در همین راستا جناب آقای دکتر محمدحسین امیراردوش، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان، به تنظیم و انتشار ویژهنامۀ شعر معاصر تاجیک اقدام کردند و آقای رستم وهاب نیز انتخاب و تنظیم مطالب آن را برعهده گرفتند. غالب شعرایی که در این مجموعه معرفی شدهاند، در متن فعالیتهای ادبی تاجیکستان قرار دارند. ترتیب جای گرفتن اشعار، مبتنی بر اصل توجه به سرحرف نام خانوادگی یا تخلص ادبی شعراست. فقط درمورد استاد صدرالدین عینی که بهحق پدر ادبیات نوین تاجیک است، این قاعده رعایت نشده است. در ادامه چکیدهای از شرح احوال و آثار این شاعران که در ویژهنامۀ حاضر مندرج است، بیان میشود:صدرالدین عینی: صدرالدین فرزند سیدمراد خواجه متخلص به «عینی» در سال ۱۸۷۸م در روستای ساکتری تومان منطقۀ غژدوان از توابع بخارا بهدنیا آمد. شروع فعالیتهای علمی و ادبی عینی با دوران گسترش نهضت «معارفپروری» مقارن است. صدرالدین عینی صرفنظر از مشکلات زیاد خصوصی، اجتماعی و سیاسی تا پایان عمر به فعالیتهای ادبی و علمی و اجتماعی مشغول بود و بنیاد قوی ادبیات نوین فارسی- تاجیکی را استوار کرد. او بیشتر زندگی خود را وقف نوشتن آثار منثور به سبک جدید و رسالههای علمی ادبیاتشنا ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: چهارشنبه 30 شهريور 1401 ساعت: 16:16

سطرهایی هستند که نه اول دارند نه آخر.این سطرها ساده می آیند. عادت ندارند در بزنند. در باز باشدمی آیند تو.آنقدر حقش را خورده اند که پیر شده است . اما حاضر نیست بیشتر ازحقش بخورد. می گویم چقدر است؟ پاکت خالی پذیرایی تشریفات عزای قبل را نشان می دهد.حق کسی خورده می شود که خیلی حق داشته باشد.آنکه حق ندارد ، گور ندارد که کفن داشته باشد.اما طلبکارتر هم هست . همه حق را به او می دهند.وقتی کسی حقش را می گذارد کف دستش ، می گوید : باشد! خودت مستحق تری!رفته بود دنبال مستحقی. داشت پیرمرد جلوی امامزاده را مظنه می کرد. یکی گفت : پدر جان برو سراغ خودت . او مست حق است. ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: يکشنبه 20 شهريور 1401 ساعت: 13:58

سطرهایی هم هستند که نه اول دارند نه آخر.این سطرها ساده می آیند. عادت ندارند در بزنند. در باز باشدمی آیند تو.آنقدر حقش را خورده اند که پیر شده است . اما حاضر نیست بیشتر ازحقش بخورد. می گویم چقدر است؟ پاکت خالی پذیرایی تشریفات عزای قبل را نشان می دهد.حق کسی خورده می شود که خیلی حق داشته باشد.آنکه حق ندارد ، گور ندارد که کفن داشته باشد.اما طلبکارتر هم هست . همه حق را به او می دهند.وقتی کسی حقش را می گذارد کف دستش ، می گوید : باشد! خودت مستحق تری!رفته بود دنبال مستحقی. داشت پیرمرد جلوی امامزاده را مظنه می کرد. یکی گفت : پدر جان برو سراغ خودت . او مست حق است. ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 133 تاريخ: پنجشنبه 17 شهريور 1401 ساعت: 21:07

از صفحات نخست کتاب:این نوشته ها از اول قرار نبود چنین سر و شکلی داشته باشد. سال 1398 را در حالی شروع کرده بودیم که پس از سالهای طولانی کم بارشی در ایران ، خدا باران های پی در پی تفضل کرد ، آنقدر که در تقریبا تمام ایران سیل پشت سیل به راه افتاد و در حالی که همه جا را ویران می کرد مردم باران ندیده و بی آبی کشیده خوشحال بودند. دفتر یادداشتی شروع کردم به نام "جانمایی سال و ماه". می خواستم بگویم – گرچه آن بارندگی ها در سال بعد ادامه پیدا نکرد – انگار بهار و زمستان در طبیعت خدا دارد سر جای خودش قرار می گیرد، چون بهار فصل باریدن است و دارد می بارد. طبق معمول ، آن یادداشتها سوق پیدا کرد سمت مسائل فکری و فرهنگی و اجتماعی ، مثل همه یادداشتهای این سالهایم. همزمان دفتر دیگری را شروع کردم برای یادداشت ایده هایم که می خواستم مسائلی فراتر از یادداشتهای روزانه و مسائلی اساسی تر را با نثر یادداشت که مطلب را هم خواندنی تر می کند در آن بگنجانم . اسم این دفتر شده بود " سال به سال". موهم دو معنی. معنی اول دربرگیرنده حرف های سال هزارو سیصد و نود و هشتی ، تا برسیم به دفتر دیگری که حرفهای سال بعدش را در برگیرد و همین طور ادامه پیدا کند. معنی دوم ، گله از وضعیتی مبهم که سال به سال دریغ از پارسال. سال 1399 که شروع شد دفتر یادداشت دیگری آمد کنار دستم ، بااین ایده و بلکه انتقاد که ما ایرانی ها هیچوقت ادامه دهنده یک سنت نمی مانیم و همواره تاریخ برایمان از نظر تقویمی،"یکِ یکِ یک " می شود . انگار هیچ کس کاری نکرده که بشود ادامه اش داد.اسم این دفتر شد " یکِ یک".به موازات این نگارشها تصمیم گرفتم در نوشته هایم بنا را بگذارم بر بازخوانی و تخریب ساختارهای ذهنیِ به زعم من نادرست و ارائه پیشنهادهایی برای سرپا کرد ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: جمعه 11 شهريور 1401 ساعت: 14:21

پاسخِ فرنشینِ فرهنگستانِ دانشهای تاجیکستان به نامهی سرگشادهی پارسیانجمن۲۸ فروردین ۱۳۹۸سرورِ ارجمند، دکتر فرهاد رحیمی، فرنشینِ فرهنگستانِ دانشهای تاجیکستان (رئیس آکادمی علوم تاجیکستان)، به نامهی سرگشادهی پارسیانجمن به سررشتهدارانِ تاجیکستان پاسخ داده است.ایشان در پاسخ بدین درخواستِ پارسیانجمن که «نامِ درست و راستینِ زبانِ تاجیکان که «پارسی» است به رسمیت شناخته شود»، به درستی گفتهاند که دانشمندانِ ایرانی، افغانستانی و تاجیک هرگز «پارسی/ فارسی»، «دری» و «تاجیکی» را سه زبان جدا ندانستهاند، ولی، با همهی این، افزودهاند: «غیر از زمینههای تاریخی و ادبی که قبلاً یاد شده بودند، واقعیت سیاسی امروز کشور، منطقه و جهان را نیز باید در نظر داشت.»وی در پاسخ به درخواستِ دیگر پارسیانجمن برای پیریزیِ «برنامهای زمانمند برای بازگرداندنِ خطِّ نیاکانی به تاجیکستان» نوشتهاند: «ما، تاجیکان، تقریباً ۹۰ سال است که با الفبای سیریلیک مینویسیم و ایجاد میکنیم و در این مدت صاحب میراث گرانبهای ادبی و علمی شدیم … از میراث ادبی و علمی که به الفبای سیریلّیک نوشته شده است، نمیتوان صرف نظر کرد. علاوه بر این، در این فاصله مقدار هنگفت اثرهای ادبی و علمی گذشتگان به خطّ سیریلیک برگردان و نشر گردیدهاند.» ایشان، سپس، به هزینه و زمانِ هنگفتی که دگرگونیِ دبیره نیاز دارد پرداخته و از راهکارهایی همچون بهره از فناوری برای گردانشِ دبیره و نیز بایستگیِ آموزشِ دبیرهی پارسی در دبستانها و دانشگاههای تاجیکستان سخن گفته است.فرنشینِ فرهنگستان، در پایان، در پاسخ به درخواستِ پارسیانجمن برای فراهمشِ «زمینههای قانونی برای پالایشِ زبانِ پارسی در تاجیکستان از واژههای بیگانه، جلوگیری از آشفتگیِ بیشترِ زبان و جایگزی ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: سه شنبه 8 شهريور 1401 ساعت: 23:55

زبان ، آزاد یا رها ؟روشن است که همه تاملات یا مشکلات مربوط به زبان در این حد نیست که در نوشتن زبان ، بوئنوس آیرس درست است یا چنانکه مجله نشر دانش توصیه می کرد ( سال 15 ، شماره 4 ، خرداد و تیر 1374) بوئینس آیرس. یکِ مهر 1374 که در "سمینار" زبان فارسی در صدا و سیما شرکت کرده بودم ، علی لاریجانی رئیس وقت صدا و سیما در سخنرانی اش می گفت : "چرا باید دکتر مملکت به جای یخچال ، رفریجریتر به کار بَرَد؟ او دارد می گوید برای پز عالمانه گرفتن ، لاتین بگویید".گویا همه کشورها قائل اند به آنکه زبان نمی تواند رها باشد و گرنه به قولی سنگ روی سنگ بند نمی شود.اینکه کارشناسی و استدلال پای توصیه و تحذیرها تا چه پایه باشد، بحث دیگری است . چرا انگلیسی جماعت تصمیم می گیرد کسی را که به دلیل عارضه ژنی ، چشمان و صورتش مثل مغول ها می شود منگول (mongol)بگوید؟ مریضی اش را هم منگولیسم (mongolism) بخواند. شاید افراد مبتلا به این عارضه موافق نباشند که به علت غیر قابل استناد شباهت صوری با قومی که زمانی قوم حمله برنده شناخته می شده ، اسم بیماری آنها منسوب به آن قوم شود! یا در راهنمای زبانهای سرخپوستان امریکا (Handbook of American Indian Languages) (ر.ک. مجله زبانشناسی ، سال اول، شماره اول، بهار و تابستان 1363: 17) سرخپوستان ، Indian یعنی هندی خطاب شده اند و این ناشی از شبیه دیده شدن آنها دست کم در تیرگی رنگ پوست در روزهای کشف امریکا به مردمان شبه قاره و مشخصا هند بوده است احتمالا. شاید سرخپوستان امریکا موافق نباشند که به علت غیر قابل استناد چنین شباهتی ، هندی خطاب شوند ، وقتی که هندیان هم Indian خوانده می شوند. شاید آنها که متولی زبان انگلیسی اند ادله ای چون نیمه لخت بودن و آفتاب زدگی را هم به ادله قبلی اضاف ادب صنعتی...

ما را در سایت ادب صنعتی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: سه شنبه 8 شهريور 1401 ساعت: 23:55

صفحه بندی